|
آخه تو دلت اومد بری ای نامهربون خیلی راحت بزنی دست رد به سینمون تو نگفتی چی می شه چی به روز من می یاد چه جوری زندگی رو یه شبه دادی به باد آخه تو دلت اومد اشکمو در بیاری بری و بشت سرت بل برگشت نزاری؟ تو کتاب عشقمو کردی خاکسترو دود دل من ته جز خودت تو نخ هیچ کی نبود چه جوری رازی شدی منو از یاد ببری؟ دورم و خط بزنی بشینی با دیگری ما که عاشقت بودیم دلمون تو رو می خواست عشقی که دم می زدی تو خودت بگو کجاست؟
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 17:41 توسط مهسا |
|